تبليغاتX
به کلبه جوونی خوش اومدی

برای خوش گذرونیه تمام جوونهای باحال

◄☼ به کلبه جوونی خوش اومدی

سلام دوستان عزیز!

به وبلاگ خودتون خوش اومدی. امیدوارم که تا آخرین لحظه به شما خوش بگذره

(موزیک ، گالری عکس ، شعر ، عکسهای جالب ، و ......) 

میخوام با کمک شما دوستان گل این وبلاگ رو به یه سایت عالی تبدیل کنم، پس بعد از بازدید از وبلاک نظر و پیشنهاد یادتون نره

 

|+| ◄خط خطی شده توسط نازی فراهانی در یکشنبه 29 بهمن1385 ساعت 10:54 |
◄☼ گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

 

 خواب دیدم  در خواب با خدا گفتگویی داشتم

 خدا گفت:پس میخواهی با من گفتگو کنی؟

 گفتم:اگر وقت داشته باشید.

 خدا لبخند زد

 وقت من ابدی است!

 چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی از من بپرسی؟

 چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟

 خدا پاسخ داد!

 این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول میشوند.

 عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را

میخورند

 این که سلامت شان را صرف به دست آوردن پول میکنند،

 و بعد پول شان را خرج حفظ سلامتی میکنند.

 این که با نگرانی نسبت به آینده...

 زمان حال، فراموش شان میشود.

 آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.

 این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.

 و چنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

 خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت

ماندیم............

 بعد پرسیدم!

 به عنوان یک پدر می حواهید فرزندان تان چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند؟

 خدا با لبخند پاسخ داد!...

 یاد بگیرند که نمی توان دگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد، اما می توان محبوب دیگران شد.    

 یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.

 یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،

 بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد.

 یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان دارند، ایجاد کنیم.

 و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.

 با بخشیدن، بخشش یاد بگیرند.

 یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقاً دوست دارند.

 اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.

 یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

 یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند،

 بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

 و یاد بگیرند که من اینجا هستم!

 همیشه!...

|+| ◄خط خطی شده توسط نازی فراهانی در جمعه 27 بهمن1385 ساعت 23:38 |
◄☼ عشق...................یا...................تنهایی


 

 

گاهي براي پر کشيدن از اين قفس تمام وجودم از ابر ميشود گاهي براي مرگ و صفا و صداقت و پاکي گاهي به سوگ عشق و وفا شاعرانه ميسوزد گاهي گمان ميکنم دلم با زمانه نيست با عطر لاله و نرگس جاودانه نيست گاهي براي سوختن من بهانه مي گيرد گاهي براي خلق خدا بي بهانه مي سوزد گمان مدار که دلم با زمانه مي سازد چه سازشي؟ که دلم از زمانه ميسوزد.

 

 عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست،بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بیاموزی

 

عشق را با هيچ تصويری نميتوان نشان داد... ولی همه تصويری از عشق در ذهن خود دارند.

 

 عشق را با التماس به ديگري ابراز نکن ، التماس او را عاشق نمي کند . عشق با واژه شروع نمي شود ، اما گاهي در واژه جلوه پيدا مي کند . عشق فراتر از گفته هاي تو و شنيده هاي معشوق است . گاه ميتوان يک دنيا حرف زد؛ بي آنکه لب از لب باز کرد عاشق حقيقي التماس نمي کند . تملق و پافشاري نمي کند . فقط مي پذيرد و مي بخشد

 لحظه ها را با تو بودن ، در نگاه تو شكفتن حس عشق و در تو ديدن ، مثل روياي تو خواب با تو رفتن ، با تو موندن ، مثل قصه تو رو خوندن تا هميشه تو رو خواستن ، مثل تشنگي آب


 مرگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگي لبخندي زد و گفت : " دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري


 وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن


ديشب نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باشه

 


 

 

 

 

|+| ◄خط خطی شده توسط نازی فراهانی در جمعه 27 بهمن1385 ساعت 22:37 |